میتونی بمیری همین دور و اطراف یا…

چیزی که “Comment” رو برا لحظهی اول برام جذبکننده کرد، نوع وکال و طرز خوندن تازه و بکرش توی زبون فارسی بود، چیزی که مشابهاش رو تو زبون انگلیسی چندین سالی هست توی گروههای indie/alter انگلیسی شنیدیم، راهی رو که تام یورک شروع کرد و تو گروههای دنبالهروش ادامه پیدا کرد و ما دنبال کردیم. ولی اینکه همون نوع تشبیهها و اغراق و بازی با کلمات رو تو زبون فارسی اونم به طرز کامل و شستهرفتهای آدم بشنوفه حس خوبی به آدم میده، تازه اونم وقتی که دومین چیزی که منو بیشتر جذب این آلبوم کرد فضای خوشحال و سرحالآور کار باشه، چیزی که حتی مالیاخولیاییترین آدمها هم بعضی وقتها بهش نیاز دارن – هوای تازه – یکی از خوبیهایی که کار این بچهها داره اینه که فضا، شعرها و لحن خوندن ، حس خوب داشتن رو بهت تحمیل نمیکنه، بلکه اونو جلوت میزاره و تو با میل درونی اونو انتخاب میکنی، اینطوری بعد از گوش دادن حس تجاوز و تحمیل حس خوب داشتن بهت دست نمیده!
چیزی که من الان نیاز دارم اینه که با علم به منفی بودن جریان زندگی سعی کنم کمی خوشحال باشم تا بتونم کارامو بدون در نظر گرفتن بیاثر بودنشون انجام بدم، چیزی که باعث بشه بهجای فکر به زندگی ، کمی زندگی کنم!
خلاصه اگه میخواید تو این روزا، هدفون رو بزنید تو گوشتون ُ گوربابای همه بگید و بزنید بیرون و واسه خودتون..واسه خود ِ خودتون راه برید و گوشه خیابون بشینید و یه کافی خودتون رو مهمون کنید و یه سیگار دود کنید و فووت کنید تو صورت بیروح آدمهای غریبه و حالش رو ببرید، گوش دادن این آلبوم گزینهی خوبیه!



