من ماله کجام ؟!

هی فکر میکردم پست های اول رو چطوری شروع کنم ! و چطوری توی دست اندازی بندازمش ! ..آخرای فکر کردنم میگفتم ..ولش کن ! سخت نگیر..بزار هر احساسی پیدا کردی توی وبلاگت بروز پیدا کنه ! که امشب اونم توی دم دمای صبح احساس کردم وقتشه چیزی بنویسم …
نمیدونم ! واقعا نمیدونم من چمه ! نمیدونم من به کجا تعلق دارم ! نمیدونم تا حالا شده فکر کنید که ماله این دوره ها نیستید و برای یه دوره ی دیگه اید ! برای یه زمان و مکان قبل تر .. !! خیلی وقته فکر میکنم من ماله این دوران نیستم ! برای این جور زندگی کردن ساخته نشدم ! برای یه دوره قدیمی خاص هستم که فکر میکنم میشد توش راحت بود و راحت زندگی کرد .!برا همین نمیتونم مثله باقی با اطرافم رابطه برقرار کنم .!! رابطه های دوستی برام مسخره اس ! و دغده های اطرافیانم برام یک ذره جذابیتی نداره ! هیچ چیزی منو ذوق زده و هیجان زده نمیکنه ! همیشه تصور میکنم اگه جای پدرم بودم زندگی برام لذت بخش بود ؟ اگه توی اون دوران باز هم احساس خلاء میکردم چی ؟ یه حس نوستالژیک تلخ همیشه همرامه ! توی مدرنیت غرق شدم ولی هیچ تلعقی بهش ندارم ! این نوع تفکر انقدر سایه گسترده که تمام زندگیمو گرفته ! حتی تو اخلاقیات و طرز گفتار و رفتار و پوششم هم تاثیر گذاشته !
واقعا من ماله کجام ؟ ماله چه دوره ام ؟ برای چه نوع زندگی کردن ی ساخته شدم که هیچ جوره نمیتونم به آرامش نسبی برسم !….
و با این تفکر نوستالژیکی که من دارم کمتر کسی هست که بتونه منو درک کنه ! و این احساس تنهایی سخت تر از خوده احساسم هست ! یه نوع احساس ترد شدن، یه نوع پست زدگی از طرف جامعه و آدمهاش.. موندن وسط یه مشت تفکرات پوسیده و تاریک که من اسمشو گذاشتم تراوشات درونی .. !!
…
..تو این همه مدت که فروغی گوش میکردم ! همیشه با این ترانه اش میونه ی خوبی نداشتم ! ولی امشب شدیدا باهاش همزادپنداری کردم ..چون سایه های بی امان
بازیچه دست زمان
در این دنیا ماندم چنان
افسرده و حیران
سرگشته و حیران
چون آدمک زنجیر
بر دست و پایم
از پنجه تقدیر
من کی رهایم
ای که تو دادی جانم
گو به من تا کی بمانم
آدمی چون آدمک
مخلوقی سرگردان
چون آدمک زنجیر
بر دست و پایم
از پنجه تقدیر
من کی رهایم
فعلا
فروردین ۴م، ۱۳۸۶ ۱:۲۶ ب.ظ
مال هرجایی می خوای باش, فقط post slug فارسی نذار. می میری؟
فروردین ۴م، ۱۳۸۶ ۲:۱۱ ب.ظ
اوه !! واقعا چرا باید یادم رفته باشه !
فعلا
فروردین ۴م، ۱۳۸۶ ۸:۲۸ ب.ظ
چرا وقتی که آدم تنها میشه…غم و غصش قد یه دنیا مشه!! میره . . . .