بایگانی برای ماه فروردین, ۱۳۸۸

خرگوشی در ذهن هنرمند!

جمعه, فروردین ۷م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۹ ق.ظ

“راستش من که خودم رو هنرمند نمیدونم، ولی اصولا(!) هنرمندها اون چیزی که از دلشون میاد رو نشون میدن برای همین لاجرم بر دل هم میشینه!! “

این جواب کلیشه‌ای همیشه جلوی سئوال کلیشه‌ای “هنر چیست؟” بلغور میشه! ولی واقعا هنر چیه؟
خیلی از آدمها توی طول مسیر زندگی‌شون که سپری میکنن شاید هیچوقت به مسائلی که زندگیشون رو احاطه کرده فکر نکنن، شاید براشون حتی مهم هم نباشه که بهش فکر کنن، بدونن، بفهمن و یا نخوان تاوان رسیدن به جواب “چرا” هاشون رو تحمل کنن. اونا تنها کاری که میکنن، زندگی کردن‌ه!
در کنار این آدمها، آدمهای دیگه‌ای هم هستن که سعی میکنن زندگی رو بفهم‌ان تا اینکه بکننش! درکش کنن و بخوان نیمی از عمرشون رو با سختی زندگی رو بفهمن تا اینکه به راحتی زندگی کنن،  فهمیدن این مسائل “فلسفه” است و نشون دادنش در یک ساختار زیبایی‌شناسانه “هنر” !
برای همین هنرمند میتونه جوجه-فیلسوف‌ی باشه که حاصل دسترنج “فهم” و شعور خودش رو نشون میده!

بزارید چراغ‌هارو خاموش کنم و با هم این موزیک-ویدئو رو ببینیم؛

Rabbit In Your Headlights

آدم‌ها در مسیری که طی میکنن دائم در حال جنگ‌اند، جنگ با خود، جنگ با ناشناخته‌های بیرونی، جنگ با نفس‌های درونی، جنگ با تضادهای درونی، جنگ با فشارهای بیرونی، جنگ با ذهن، با تفکر، با نگرش، با اعتقاد و جنگ با فلسفه‌ی وجودی خودشون!
اما، یک لحظه است که تمام جنگ ها تموم میشه! اون موقع وقتی است صلح در جزء جزء وجود آدم برقرار شده و آدم به مهمترین شناخت رسیده، شناخت وجود خود و به تکامل رسیدن شعور، در اون لحظه و از اون لحظه به بعد عظیم ترین فشارهای بیرونی هم تاثیری روش ندارن، اون موقع است که او، یک مرد شده!

و حالا اینجاست که هنر خلق میشه، چیزی که این “مفهوم” رو نشون میده، ذاتا خوده هنره! اینکه مسیر زندگی، یک تونل بی سر و ته ایست که داخلش ناخواسته مجبوری خلاف جهت ماشین‌ها حرکت کنی، اینکه خوددرگیری‌های درونی مثل موعظه‌های نامفهوم ادا میشن، اینکه فشارهای بیرونی همچو ماشین‌های بی هویت، آدم رو نقش بر زمین میکنن، و اینکه در آخر این شناخت به شکل متلاشی شدن یه ماشین بر اثر برخورد تصویر میشه! و موسیقی که نقش خودش رو روی کامل تر شدن جلوه ی بصری این مفهوم به خوبی بازی میکنه! این همون هنره.

هنره هنر در نشون دادن مفاهیم در ساختاری زیبایی‌شناسانه‌ست،
هنر همینه، تصویر کردن “مفهوم” زندگی در قالب‌ها و فرم های متفاوت.
این “مفهوم” الزاما نباید واقعیت داشته باشه ولی باید حقیقت داشته!


Rabbit In Your Headlights: این موزیک-ویدئو که روی آهنگی از Unkle با خوانندگی Thom Yorke توسط Jonathan Glazer در نوامبر ۲۰۰۸ ساخته شد، جاناتان قبل از این دو شاهکار دیگه Karma Police و Street Spirit رو هم برای Radiohead ساخته که از بهترین موزیک-ویدئوهای ردیوهدن، Street Spirit یکی از دیوانه کننده ترین ایده های تصویری‌ست که با خود آهنگ معجون عجیب-غریبی رو درست کرده!

توسط شه‌رام

Homeless

چهارشنبه, فروردین ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ق.ظ

I LUV YO, OLDBOY

درباره موسیقی
توسط شه‌رام

Where the Wild Things Are

سه شنبه, فروردین ۴م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۳ ق.ظ

درباره سینما
توسط شه‌رام

آن کوچه‌های قدیمی…

یکشنبه, فروردین ۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ق.ظ

بگذارید، با هم برگردیم به ۱۸ سالگی من…
به عاشقانه‌های کودکی، که هیچوقت نداشتیم،
به دوستت دارم‌هایی که هیچوقت نگفتیم،
بگذارید، بگذارید با هم برگردیم به همان خانه‌ی قدیمی…
به آن پنجره‌ی رو به حیاط مدرسه، به آن پنجره‌ی رو به حانه‌اش،
به آن پله های خاکی که همسایه قیر رویش ریخت،
به آن‌ گوشه از خاطرات، که همچنان نمیدانند بوی گه چیست!
بگذارید، با هم برگردیم به ۱۸ سالگی من…
به دوستت دارم‌های شهیار قنبری.

توسط شه‌رام

۲۵۸۶مین سال!

شنبه, فروردین ۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۶ ب.ظ

به امید سالی با شدتِ گندی‌ه کمتر
آمین.

توسط شه‌رام