آقای کا و ساندویچ هات داگ
پووووف ! سوژه نیست آقا سوژه نیست ، وقتی کل طول روزت یا جلوی کامپیوتر بگذره یا میون ترافیک دست و پا بزنی یا روی یکی از تپه ها در حال اوردوز زدن باشی همین میشه دیگه ! آخره روز میبینی هیچ چیزی برا گفتن نداری ، اگر بخوای بنویسی باید یکیشو بنویسی و بعدی ها رو کپی پیست کنی ! در کل …
… +

نمایشگاه عرفانی و روحانی کتاب و پیشنهاد بی شرمانه ی رفیق ما باعث شد جمعه توی زل ( ذل؟ ضل!! ؟) آفتاب پاشیم بریم مصلی و از دیدن کتابهای داخلش کیف لازم رو ببریم ! تنها چیزی که تو فکرم بود بخرم مجموعه داستانهای مصور آقای کا بود که چند سال قبل به دست مانا نیستانی تهیه شده بود ! آشنایی من با نیستانی و موجودی به نام کا از هفته نامه ی توانا شروع شد ! و بعد انقدر طرافدار پیدا کرد که همه اون اپیزود ها تبدیل به کتابی با نام کابوس شد ! بعدش هم “خانه اشباح” و در آخر هم “پازل عاشقانه آقای کا” که بعد از مدتها تونستم امسال به چنگش بیارم ، و یه ضرب هم بخونمش ! چیزی که برام خیلی جالبه سوای کمبود همچین نوع کارهایی ، پردازش فضای داستان و نوع طراحی کار هست که این کار رو منحصر به فرد کرده ! فضاهای هجو شده ، شخصیت های انحطاف پذیر ، دنیای سورئالی که هر چیزی درش اتفاق میوفته بدون اینکه متعجبت کنه ! و در کنار اینها نوع طراحی و هاشورهای سخت و سیاه کار باعث شده فضای بسته و خفقانی رو برای خواننده رقم بزنه ! البته درسته که پازل عاشقا… از نظر داستان شاید سطحی تر از دو جلد قبلی باشه ولی در مجموع طنز درون کمیک با مفهموم های جدی آمیخته شده ! فرهنگسرای عشقی که با سخنرانی ادبیانش باعث میشه مردم شکوفا بشن و قلب بالا بیارن ، مترویی که پله هاش با برق ۲۲۰ ولت شهری کار میکنه ، نقاشی که قادر به انجام پوشک عوض کردن خودشم نیست ، پل انکار و حتی قاتل زنجیره ای که میخواد اولین اثر کانسپچوال آرت خودش رو با ۵۰ آدم بی مصرف تکمیل کنه ولی کسی که کابوس رو خونده باشه این نوع جهان هجو شده زیاد جذبش نمیکنه چون کابوس به مراتب پخته تر از پازل عاشقا.. است ، البته جناب آقای کا نظری خلاف نظر ما دارند !
خلاصه بعد از اینکه آمپول عشق در ما زده شد به اتفاق دوستمون در چمنهای مجاور مصلی دراز کشیده و با نون باگت و یک دانه هات داگ مورب شکممان را پر کردیم ! البته لذت کشیدن بهمن بعدش رو منکر نمیشم !
… +
بعضی وقتها چیزهایی جلوی پای آدم قرار میگیره که واقعا نمیدونه باید چی کار کنه ! بره جلو یا برگرده ، ولی در حال حاضر بهترین کار ایستادن و اعتماد کردن به زمان است !
فعلا