بایگانی برای ماه دی, ۱۳۸۶

۱۴۰۸ = ۱۳

سه شنبه, دی ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۵۲ ب.ظ

خب طلسم شکسته شده و من دوباره فیلم دیدم !
++


۱۴۰۸
۷/۵
بار دوم

خب ، دفعه اول هیچ چیز نفهمیدم ! هیچ چیز!
نمیدونم چرا اخرش از فیلم خوشم اومد در صورتی که همه چیزها رو خیلی چیپ میدیدم ! بازی کوساک با اینکه فکر میکنم میخواست طبیعی باشه ولی خیلی جو گیرانه بود ، آدمی که به ادعای خودش تمام جاهای مخوف رو رفته چرا باید با یه زخم از پنجره و جهش آب شیر یهو بترسه و بخواد اتاق رو پس بده ؟ یا چرا باید برای پیدا کردن علت اتفاقات داخل اتاق انقدر به روند حساس شدن فیلم به این صورت ضایع و غیر طبیعی کمک کنه ؟
چیز ه جالب اینه که اگه همه اینها توهم هات ذهنی اش بودن حالا چه طبیعی چه بر اثر مستی! قهرمان در آخر اسیر توهماتش میشه و راهی جز مرگ برای فرار از این توهمات ذهنی نمیبینه ! و حتی مفهوم اصلی فیلم که همون رسیدن قهرمان به اعتقادی ماورایست هم موفق عمل نمیکنه و ما با قبول اینکه درسته ، این بالاخره با ایمان میشه مسئله رو رد میکنیم ! ولی چیزی که مارا در آخر دنبال خودش میکشونه اینه که انسلین با نحسی اتاق مبارزه نمیکرد بلکه با توهمات ذهنی اش که داخل اتاق به هر دلیلی – یا جو واقعا ماورایی اتاق یا گیجی ذهنی اش – تصویر شده بودند مواجه بود ، تقکرات پنهان اش که هیچ وقت اونارو بروز نداده بود وحالا اونا مسائل رو داشت در اتاق مشاهده میکرد! مثلا هیچ وقت به پدرش سر نمیزد ولی همیشه از دور مراقبش بود یا هیچ وقت دلیل ترک کردنش رو به همسرش نگفته بود ولی همیشه تو ذهنش جای خالیشو حس میکرد و میخواست روزی اینو براش توضیح بده به این ترتیب میانه ی فیلم با پایانی خوش نجات پیدا میکنه و تصمیم میگیره که تغییر کنه و کارهای ناکرده اش رو انجام بده ، ولی.. نمیتونه، چون اینها همه داستان سازی های ذهنی است که خودش برای خودش ساخته و او دوباره خودش رو در اتاق میبینه ! چیزی که شاید همه ی ما یه روزی این کار رو بکنیم!
مرز بین این تصورات و واقعیت موجود تو یک تدوین سریع در کنار هم قرار گرفتند ! انسلین پدرش رو میبینه در پایان سکانس وقتی بلند میشه روی صندلی بشینه اتاق دیگه اون سردخونه ی قبلی نیست و همون دستشوئی ه معمولی ه و یا در جایی که مسئول هتل خبر اومدن همسرش رو میده اون برداشت پارانویدی خودش رو میکنه و گوشی تلفن شروع میکنه به آب شدن ، ولی در آخرین شات اون پلان گوشی صحیح و سالم رو تلفن قرار داره !
جمع بندی فیلم شاید دلیلی بر وجود روح و زندگی پس از مرگ است ولی هیچوقت این جس رو نمیده ، بلکه فکر میکنی این هم یک جور مرگ بر اثر شومی اون اتاق ه و روح انسلین به نفرین های اتاق ۱۴۰۸ پیوسته ، تازه من خودم فکر میکنم الان با سوختگی اتاق حس نفرین زدگی بیشتری داشته باشه ! -_-
یک جور رو هوا بودن از نظر مفهوم کلی فیلم ، البته شاید مایکل هفستروم، هم دنبال سر تکاملی اعتقادی قهرمانش بوده که زیاد هم نتونسته موفق باشه و هم در پی ساختن فضایی شوم و نفرین کننده که در اون شخص با تنها چیزی که درگیر میشه ذهنش است و نه المان های بیرونی که من این بعدش رو بیشتر میپسندم!
پووف!

فعلا

درباره سینما
توسط شه‌رام

Es: All albums of 2007

پنجشنبه, دی ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۳:۵۶ ق.ظ

پارسال همین موقع ها یه تاپیکی توی انجمن های موشهای سیاه زده بودم با مضمون BMC: All albums of 2006 که سعی کرده بودم تا حدی آلبوم های عرضه شده تو سال ۲۰۰۶ رو لیست کنم و به یه ارزیابی ه نسبی در مورد اون سال برسیم ! چشم به هم زدیم یک سال از اون زمان گذشت و حالا یه حوصله ی چند ساعت میخواست تا بشینم رزومه ی موسیقیایی امسال هم آماده کنم !

–^–

Radiohead - In Rainbows
Radiohead , In Rainbows
[ Weird Fishes/Arpeggi ]i
R : Rolling Stone [4.5/5] , The Guardian [5/5] , All Music Guide [4.5/5] , Myself [9.5/10]i

درست وقتی که فکر میکردم آلبوم حالا حالاها بیرون نمیاد و انقدر تام یورک سرش به جاهای دیگه گرمه که رفتن به استدیو و تمرین براش فقط در حد یک اسکیس از اون چیزی ه که تو مخشه ، یهو آلبوم خورد تو صورتم ! البته تا حدی هم درست فکر میکردم تمام اون چیزی که قبلا ها توی تورها و کنسرتها به عنوان ترکهای آلبوم جدید اجرا میکردن در حد سیاه مشق هایی بود که داشتند واسه خودشون سیاه میکردن ، این داستان اجرا کردن ترکهای البوم جدید حقه ی جدیدی نیست اونم انقدر اجرا بشه که حالت از شنیدنشون بهم بخوره و درست موقعی که فکر کنی دیگه البوم برات جذابیتی نداره با یه شوک از جات بپری ، البته این برا خودشون اصلا مهم نیست چون اونا دنبال یه هدف دیگه ان ، داستان از اونجا شروع شد که قبل از کار جدی و ضبظ نهایی آلبوم OK Computer شروع کردن به شرکت در تور ها و کنسرت ها مختلف و ترکهای جدیدشون رو اجرا کردن ، عکس العملهای تماشگران روی همون سیاه مشق های ابتدایی اونا رو وا میداشت که روی قسمتهای خاصی بیشتر تمرکز کنن و بعد از پایان تورها به استدیو رفتن و آلبوم رو با نمایی متفاوت از هر آنچه تا قبل از اون اجرا کردن بودن انتشار دادن و این اجراهای تجربی تا همین آلبوم آخرشون هم ادامه پیدا کرد ، در یک قافل گیری توی وبلاگشون اعلام شد که آلبوم آمده است و از طریق سایت خوده آلبوم قابل خرید ، اما چه جوری! شما میتونید هر مقدار قیمتی که دوست دارید برای خرید آلبوم وارد کنید و آلبوم رو تحویل بگیرید !! یک جور بی قیمتی و نه بی ارزشی مادی شاید در مفهوم ساده اش اینجور بشه ترجمه اش کرد که برای ما ارزش مادی این کار ارزش چندانی نداره ، و هنر موسیقی ما نیاز به چوب خط بیلوبردهای جهانی نداره بلکه تنها چیزی که برای ما مهمه موسیقیه! البته شاید همه اش یک جور افه ی هنری باشه !
آلبوم در آخر عرضه شد با ۳هزار خرید اینترنتی در همون روز اول! ۱۵ Step و اولین ترک آلبوم با انرژی شروع میشه و Bodysnatchers اون انرژی رو تکمیل میکنه ، Weird Fishes/Arpeggi یکی از ترکهایی هست که فقط یدونه اینجوری توی آلبومها میشه پیدا کرد اصل آهنگ Arpeggi بود که با ضرب آهنگ کندتری نسبت به نسخه نهایی توی لایوها اجرا میشد ، و تغییر اسمش رو میشه اینجوری گفت که تو نسخه های کنسرتی میخوند We’r Fishes و انقدر غلیظ میگفت که شباهتی با Weird نداشت بعدها شاید از نظر نزدیکی مفهومی که این دو کلمه داشتند اسم ترک کاملتر شد و تو نسخه آلبومی هم Weird Fishes استفاده شد! ( البته این برداشت منه -_- )!
تام یورک آدمی است که آشفتگی درون خودش رو فریاد میزنه و تو بعضی آهنگها این آشفتگی درون اوج میگیره ، شاید بشه گفت این اوج گرفتگی توی Jigsaw Falling Into Place باشه و همونظور هم مالیخولیای درونی خودش رو یه جاهایی نشون میده که انقدر گنگ و مبهمه که درکش نمیکنی، خب طبیعی هم هست همه ما واکنشهای درونیمون مبهمه ، چیزی که تو Faust Arp اونو اجرا میکنه !
با تمام حاشیه های آلبوم ، این آلبوم بدون هیچ زرق و برقی عرضه میشه درست چیزی که گرافیست کاورهای رادیوهد اینو فریاد میزنه که حرف ما دو کلمه است !
Radiohead, In Rainbows…

ادامه مطلب را بخوانید

درباره موسیقی
توسط شه‌رام