بایگانی برای ماه شهریور, ۱۳۸۷
شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ
God help me! Or alcohol.
یه شبه انیمیشن ه جالب در مورد سوپر-قهرمانی که وقتی مست میکنه قدرت فرابشری میگیره ،
از نظر تکنیک انیمیشن حرفی برا گفتن نداره ولی از نظر داستان چیز جالبی ه ، نماد قهرمانیش دربازکن و صلاحش چسب های متری / جالبیش اینجاست که آخرش که زیادی مست میکنه همه رو به فاک میده ، حتی دوست دخترشو به همراه کل شهر !
در مجموع چیز جالبی ه / ارزش یه بار دیدن رو داره !

DOWNLOAD (HI RES): Dancing.
[Format: MPEG-4 - Size: 38 MB - Running Time: 4 min.]i
،
فعلا
توسط شهرام
شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ب.ظ

- Kuroda here.
- Kuroda, hold on.
- Hello?
- Why’d you do it?
- I didn’t.
- Why?
- What’s your connection to you?
- What?
- Good bye.
- Wait!
- Do you understand? I understand our connection.
I understand your connection to your wife.
I understand your connection to your children.
But as for your connection to yourself…
If you die, will you lose the connection with yourself?
Even if you die, your connection with your wife will remain.
So will your connection with your children.
But if you die, will you lose your connection with yourself?
Will you live on? Are you connected to yourself
Suicide Club
توسط شهرام
شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۱ ب.ظ
برگشت بهم گفت ؛
میدونی ؟ من میدونم تو چجور آدمی هستی !
واسه همین هر شب یه آدم جدید در نظرت می گیرم.
from a bipolarer
توسط شهرام
پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ق.ظ

Godspeed You Black Emperor\1997 — F# A# (Infinity)
East Hastings
- وجود یه جفت هدفون ضروری است.
- وجود داشتن یکم حوصله گوش دادن به موسیقی ضروری است.
- وجود علاقه به موسیقی کلاسیک در پیش زمینه ضروری است.
- وجود یه جفت هدفون ضروری است.
- ۴۱ مگ!
The car’s on fire and there’s no driver at the wheel
And the sewers are all muddied with a thousand lonely suicides
And a dark wind blows
The government is corrupt
And we’re on so many drugs
With the radio on and the curtains drawn
We’re trapped in the belly of this horrible machine
And the machine is bleeding to death
The sun has fallen down
And the billboards are all leering
And the flags are all dead at the top of their poles
It went like this
The buildings tumbled in on themselves
Mothers clutching babies picked through the rubble and pulled out their hair
The skyline was beautiful on fire
All twisted metal stretching upwards
Everything washed in a thin orange haze
I said, “Kiss me, you’re beautiful..
These are truly the last days”
You grabbed my hand and we fell into it
Like a daydream or a fever
We woke up one morning and fell a little further down
For sure it’s the valley of death
I open up my wallet
And it’s full of blood
توسط شهرام
پنجشنبه, شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ق.ظ
”
ایامی رو به خاطر بیار که لای چمنزارهای مزرعه ی عمو پگی ولو میشدی و وزش بادها موهاتو قلقلک میداد ،
آفتاب یکمی نزدیکای افق شده بود و لای چمن های خنک مزرعه فقط تو بودی دوربینت !
باور کن ، باور کن هیچی به اندازه ولو شدن لای چمن های مزرعه ی عمو پگی وقتی تو گوش ات صدای یه گیتار درب و داغون ه ، لذت بخش نیست.
باور کن
“


ایده های بکر همیشه بکرند ، حتی اگه نخوان که بکر باشن !
اینکه شعار “در لحظه زندگی کن” رو جوری بگی که لحظه ، دقیقا پیدا باشه و یک دقیقه پیش مثل یک خاطره ی شیرین باشه که مثل باد گذشته /
این دو عکس در کنار هم همین رو میخوان بگن ، همین یک ثانیه ای که گذشت و رفت و فقط “لحظه”ی درش اهمیت داشت !
عکس اول یک عکس پولاراید ه که معمولا به خاطر چاپ کردن سریعش در کسری از ثانیه لذت گردش رو بیشتر میکنه که تصویر اون لحظه رو همون لحظه ببینی !
و عکس دوم عکس همون جاده در کنار اون عکس پولاراید که حالا جزوی از خاطره شده !
…
،
فعلا
توسط شهرام
دوشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۹ ب.ظ
…
- یک ماه بعد!
خریدم ،
باز کردم ،
بی آنکه بدانم برای چه ،
کشیدم !!
…
- یک ما بعد!
…
..
توسط شهرام
دوشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۹:۳۸ ق.ظ

مفهوم تئوری مینیمالیست، به اندازه خوده آثار مینیمالیست ها تعریف ساده ای داره ؛ سادگی!
تقریبا حول و حوش ۱۹۵۰ اولین آثار مینیمالیستی با خلق اشکال هندسی که داخل اونها از رنگهای اصلی پر شده بود خلق شدند در اون زمان کسی فکر نمیکرد این تئوری مینیمال نگری انقدر دنیا رو تحت تاثیر خودش قرار بده تا حدی که بتونه با اکسپرسیونیست ها که در اون زمان در اوج هنر خودشون بودن مقابله کنه و موجی بر خلاف موج هنرمندان اکسپرسیونیست ایجاد کنه و بعد ها حتی ماندگار تر هم بشه! در اون زمان اروپا خودش رو در اوج هنر اکسپرسیو میدید / هنری که خلقش بر پایه واکنش های درونی هنرمند در یک لحظه است و درست چیزی ضد کار مینیمال ها / و نقاشی نقش عمده این هنر رو بر عهده داشت ولی در غرب تر از اروپا امریکایی ها در فکر چیز دیگری بودند! در همان سالها تابلو های نقاشی کشیده شد با همان رنگ و لعاب های اکسپرسیونیستی ولی با فرم گرایی و ترکیب بندی دقیق با نگاهی جزء گونه به طبیعت و همینطور مجسمه های ساده ای که به جای پیکر اشخاص از مربع های تو خالی تشکیل شده بودند داشت توسط هنرمندان امریکایی عرضه شد ، اکثر کار های اولیه این موج متشکل از اشکال هندسی و فرم های ساده بود و اونها سیاه مشق هایی بود برای تکمیل این نگاه خاص و نو به دریافت از طبیعت! بعد ها تفکر مینیمالیستی بر خلاف تفکرهای پیشین که معمولا آثار عمده شون در نقاشی یا مجسمه سازی بود به تمام شاخه های هنر رسوخ کرد، از نقاشی و مجسمه سازی شروع شد / پاش رو داخل معماری و طراحی صنعتی گذاشت ، وارد ادبیات شد و رمان های چند جلدی رو به کتاب های چند صفحه ای نبدیل کرد، وارد سینما شد و طرز نگاه دوربین و کادر ها رو عوض کرد و باعث خلق فیلمهای تک-پرسونالژه شد / بعدها عکاسان زیادی ادامه دهنده ی این موج شدند و با پیشرفت هنر گرافیک سبک مینیمالیست جزو شکیل ترین سبک های هنر دیجیتال و گرافیک رقم خورد و حتی پاشو فراتر از هنر گذاشت و وارد جهان بینی بشری شد! روز به روز وسایل اطراف آدمها ساده و ساده تر شدن و ریز و ریز تر، تفکر مینیمالیستی در طول ۶۰ سالی که از عمرش میگزره با تغییرات زیادی رشد کرد و همینطور راه خودش رو از سوراخ سومبه های زندگی انسان طی کرد و هر چیزی رو سر راهش با یه تغییری مواجه کرد!
توسط شهرام
دوشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۸ ق.ظ
توسط شهرام
پنجشنبه, شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۹:۵۵ ب.ظ

Staind / The Illusion of Progress
Genre : Post-grunge
Rate : ۳.۵/۵
[ Download ]i
بوی گند گرانج تقریب به ۲-۳ دهه هست که اطراف مارو گرفت ه ! بوی کثافت های اطراف ، بوی آشغال های مونده ی چند هفته توی سطل آشغال / بوی درد ، بوی زخم های چرک کرده ! بوی باتلاقهایی که صدها گربه توش مردند ، بوی شهر های سیاه و لجن گرفته درست مثل همین تهران ! خیلی ها از این مناظر فراری ان و دوست دارن شهر و اطرافشون رو زیبا و تروتمیز ببین ! از کنار کارتون خواب ها وقتی دماغشون رو گرفتن بدو بدو رد میشن ، معتاد هارو آدمهای خوک صفتی تصور میکنن که دارن الکی نشخوار میکنن و الخ /
موسیقی گرانج حرفش همین هاست ، حرفش همین چرکیهای اطرافه ! اونها موسیقی شون هم برای همچین جوی کالیبره کردن ! در آوردن خشن ترین و زبر ترین صداهایی که میشه از ساز در آورد و همینطور خشدار بودن صدای خواننده / در واقع هر چه صدای خواننده انحطاف بیشتری داشته باشه و خسته تر و خش دار بخونه جون میده برا این سبک ! این چند ساله ی اخیر ملودی و ریتم های منظم تری واردش شد و یکم از خشکی و یکنواختی اش کم کرد ، هر از گاهی آلبوم خوبی هم در میاد / البته اکثر همه پسن-گرانج ها گروه های خوبی ان مهم اینه که با کدومش بیشتر حال کنیم !
همین !
،
- اگه آلبوم گرفتید و گوش کردید و خوشتون اومد، آلبوم Break the Cycleشون هم یه تستی بکنید !
- این مردک خوانندشون کاور های خوبی هم داره !
فعلا
توسط شهرام
سه شنبه, شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ب.ظ
همیشه لحظه ای که از دریچه ی خالی بودن مغز رها میشه و وول وول میخوره رو هوا همون لحظه ایست که کلش پر از هوا شده ، آروم آروم مثل یادکنک گازی های بچگی رو هوا قل میخوره و میره بالا ، میره بالاتر ، میره / یه تف میندازه به پایین و بالشش رو چماله میکنه زیر سرش و همونجا میخوابه ، گاهی هم میره بالاتر و تکیه میده به دیوار و پایین رو نگاه میکنه !
اون موقع ها یه چیزایی با خودش میبره بالا که معتقده فقط همون بالا حال میده گوششون بده و باید همونجا کشفشون کرد !
بعد بهم قول داده اونارو با خودش بیاره پایین بده من که براش آرشیو کنم! منم نامردی نمیکنم بعضیاشو دودر میکنم میارم با خودم ، خوشبختانه آدرس اینجارو نداره!! هرقت میرم پیشش باید یه سر بیام اینجا !
،
- ویروس اولدفشنیسم گرفتم ! -.-
- موسیقی متن : OK
فعلا
توسط شهرام