بایگانی برای ماه آبان, ۱۳۸۷

یکی از اون روزای مزخرف!

شنبه, آبان ۴م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۴ ب.ظ

یه روز تعطیل پائیزی، یکی از اون مزخرفاش! از اوناش که بلند میشی میبینی هیچکی خونه نیست و یه حس مزخرف، تو کل خونه پرسه میزنه! از اونا که از همون صبح که پاشدی یه چیزی زیر گلوی آدمو خفت چسبیده و نمیزاره نفس بکشه!
کاشکی حداقل بچه بودیم از ترس تنها موندن تو خونه میزدیم بیرون و میرفتیم تو کوچه، توی جوب میشستیم و آشغالارو با چوب اینور اونور میکردیم!
پوووف ،
تازه برا آدمی که اتاقش پنجره نداره باید یه تابوت گرفت خفتشو گرفت پرتش کرد اونتو ، چه فرقی میکنه براش واقعا! نه میفهمی روز شده نه شب ، نه میفهمی الان هوا ابری ه یا صاف ، نه دادوبیداد های بارون رو وقتی به پنجره میخوره میشنوی نه حتی پنجره ی دختر همسایه ای!
بعد باید کز کنی یه گوشه و به پنجره های بارونی دیگران حسودی کنی! از اون پنجره ها که بازش میکنی یه بوی نم خاک مونده رو میدن و یه جورایی آدم رو میبرن به همون بازی با آشغال های توی جوب!
تورو خدا زندگی مارو،
تف..

فعلا

توسط شه‌رام

ام/پی/های / یک شب غلیط

شنبه, آبان ۴م, ۱۳۸۷ در ۹:۳۴ ق.ظ

Palmless prayer/Mass murder re
Mono & World’s End Girlfriend

صدای ویالون بلااستثناء تمام آدم های موحود بر روی کره ی خاکی را مور مور میکند،
و همان بلایی را بر سر آدم می آورد که حس میکنی کسی مرده و تو بالای قبرش ورد های عربی میخوانی ،
امان از این شب های غلیظ با آن ویالون های مور مور کننده اش !
-.-

،

فعلا

درباره MPhigh، موسیقی
توسط شه‌رام

یک جفت چشم عجیب!

چهارشنبه, آبان ۱م, ۱۳۸۷ در ۳:۳۰ ق.ظ

؛

هنر مفهومی شاخه ای وسیع از یک نگرش رو شامل میشه که نگاهی خاص به موضوعی عام رو در برمیگیره که خوده نوع این نگاه شاخه های جدایی داره !
هنر مینیمال ، هنر محیطی ، هنر اجرایی ، ویدئو آرت ها و..
ایستادن یک آدم در گوشه ای برا مدت یک روز ، اون شخص خودش و فضایی که اشغال کرده یک اثر در هنر محیطی ه سوای اینکه اون آدم کیه !
معمولا این نوع نگاه ، لازمه یک ساختار شاهکار از نظر بصری نباید باشه ، چیزی که مهمه مفهوم نمایش تفکر ذهنی هنرمند است ! در واقع در اینجا مانند هنرهای دیگر، فرم و ساختارش زیاد مهم نیست ، بلکه مفهوم ارائه شده توسط اون فرم هست که مهمه ! یا نه فقط جلوه ی تصورات تخیل گرایانه یک شخص به محیط اطراف باشه سوای اینکه اصلا مفهومی داشته باشه ؛

البته یکی تو کامنت ها حرف جالبی زده بود ، -زندگی را با یک چشم دیدن-

مهم نیست که “مفهوم” اش واقعا چیه ، چون ؛
مهمترین اصلی که توی هنر مفهومی تعریف میشه “مرگ مولف” هست !
یعنی ؛ وقتی یک اثر هنری خلق میشه به اندازه تمام مخاطب هایی که اون اثر رو میببین مقهوم بوجود میاد!
پس جلوه ی دیگه اش اینه که مهم نیست هنرمند چی میخواسته بگه ، اصلا هنرمند بره به درک ! هنرمند چیه ؟ مهم برداشتی هست که مخاطبی از اون اثر میکنه !

،

در آخر اینجا قراره با همین دست کارها آپدیت بشه !

A Weird Eyes

فعلا

توسط شه‌رام

وبلاگ‌های مینیمال یا مینیمال در وبلاگ‌ها !

دوشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۶:۱۴ ق.ظ

زندگی یه آدم اگه مینیمال بشه ، این مینیمال بودن به گوشه گوشه ی زندگیش نفوذ میکنه ، و مهمترین نقطه ای که هدف میگیره علایق آدمی ه  ! تابلو های مینیمال میبینه ، طرح های مینیمال میزنه ، موسیقی مینیمال گوش میده ، مینیمال حرف میزنه ، مینیمال فکر میکنه و در آخر مینیمال مینویسه !!
تازگی ها این آدمهای مینیمال موجی رو درست کردن که با توجه به اینکه تقریبا همه گیر شده ولی اکثرشون تقریبا توی لاک خودشون موندن و زیاد دوست ندارن که توی دید باشن و همه با انگشت نشونشون بدن و لینک هاشون رو فید به فید اینور اونور کنن / البته این خاصیت هنر مینیمال ه ، ذات مینیمال هیچ ارزشی برای کسی که پشت اون نشسته قائل نیست و معتقده که مهم نیست من کیم ، مهم اینه که من چی میگم !! روی همین اصل مانند دیگران  علاقه ای به توی بوق رفتن و مشهور شدن ندارن و در واقع اونها تنها چیزی که براشون مهم ه کلماتشون هست !
شاید از این رو بود که وقتی جناب میرزا وبلاگ برگزیده ی مینیمالیستی سال شد و سیل عظیمی از خواننده ها رو روانه وبلاگش کرد نتونست مثل قبل ذهنش رو فقط متمرکز کلماتش کنه و بعدها سعی کرد کمتر بنویسه و بیشتر عکس بزاره ! ولی وجود همین  جناب میرزا باعث شد عصر وبلاگهای مینیمال به دو دوره ی قبل از میرزا و بعد از میرزا تقسیم بشه و باعث بشه ذهنیت از وبلاگ در پست های بلند و قطور خلاصه نشه و به این نوع نوشتار و موجی که همراه خودش داشت جدی تر نگاه بشه و افراد بیشتری رو به سمت خودش بکشونه ، حتی آقای اولدفشن رو هم دارای یک ذهن زیبا بکنه !!
خیلی وقت بود که توی myroom یه چیزک هایی مینوشتم ولی خودم هیچوقت فکر نمیکردم که میشه اونها رو مینیمال خطاب کرد تصورم از مینیمال خیلی “کم” تر از این ها بود و تازه بعد از اینکه با وبلاگ های مشابه وبلاگ خودم /مثل زیرسیگاری/ آشنا شدم تازه فهمیدم که مینیمال هم مینوشتم و خودم خبر نداشتم ! لول.
امروز که همینجوری گوربان رو دیدم یهو یادم افتاد که اوه ، من چندتایی وبلاگ ه مینیمال مورد علاقه دارم که اینور اونور افتادن و خودم هم یادم نمیادشون ، خلاصه از Greader گرفته تا بوکمارک هام یه چندتائیشون رو پیدا کردم و همینجور که داشتم کنار هم نگاشون میکردم فکر کردم لازم باشه یه چند خطی هم در مورد این آدمها و نوع نگاهشون بنویسم !
وقتی بی پلاکی رو دیدم خیلی برام عحیب بود که یه نفر به موضوع جنگ اینطور نگاه کنه ، این نوع نگاهش عجیب نیست ، عجیب بودنش اینه که تا حالا کسی اینطوری نگاه نکرده بوده و همیشه اولین ها عجیب اند !

من نیمه ی پر جنگ بودم
و نیمه ی دیگر
سربازی ایستاده با تفنگی پر
که به بخت من یا از ترس به خود می شاشید

جایی که حقیقت پیداست” از اون قدیمی هایی هست که هر وقت پست هاشو خوندم از ته ه دل به سادگی و قدرت کلماتش حسودیم شده ،
این اگه شاه کار نباشه چیزی از یک شاه کار هم کم نداره :

انگار تنم را با خط بریل نوشته باشند،
چشم‌هایش را بست و مرا خط به خط خواند.

و همینطور مطرود ، امیلی ، “خشم و هیاهو” ، Myutopianism Ranitidine و خیلی های دیگه که ممکنه همین دورو ورمون توی لاک خودشون کز کردن و دارن فقط به کلماتشون فکر میکنن و هیچوقت هم به این فکر نمیکنن که آیا ما میبینمیشون یا نه ..

/
-پاورفی اول : بعضی وقتها که مخ بیشتر از دو-سه خط جواب نمیداد و هر چی ما زور میزدیم نتیجه ی کار جز جر خوردن مخ چیز دیگه ای نداشت اونهارو توی شاخه ی “پوفکو” مینوشتم ، دیشب تصمیم گرفتم از این به بعد توی “مینیک” ادامه شون بدم !
-پاورقی دوم : چند وقت پیش یه چیزهایی هم در مورد مینیمال در عکاسی نوشته بودم !
-پاورقی شوم : البته در اینکه من یه مینیمالیست اصیل نیستم که شکی نیست ! -.-

،

فعلا

توسط شه‌رام

براشهایی با کیفیت بالا !

شنبه, مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۵:۵۱ ق.ظ

یکی از قابلیت های عالی فتوشاپ همین وجود براش های متنوع اش هست که کار رو برا هر کسی که به هر نحوی با فتوشاپ سرو کار داره راحت میکنه ، چه کسایی که دیزاین میکنن و چه کسایی که کارشون Photomanip یا ادیت عکس هست !
البته انقدر سورس های براش زیاد شده که معرفی کردن های از این قبیل دیگه کار بیهوده ای ه ، ولی این چند تا پکیج که هم براش های متفاوتی ان و هم Resolutionشون بالاست ارزش یه پست زدن رو داشت !

بهونه ای شد که یه بخش هم اضافه کنم برا ری-سورس هایی که اینور اونور میبینم و ارزش معرفی دارن

WaterColor Reloaded

resolution about 700 - 1200px / PS 7 and up!
Download Brush Set here

+++

Watercolor Brushes

Download Brush Set here

+++

Watercolor

Download Brush Set here

+++

New Dot Splatter Brushes

Download Brush Set here

+++

Hand Drawn Floral Pattern Brushes

Download Brush Set here

+++

Free Grungy Wings

Download Brush Set here

+++

Splatter Brushes

 about 2500px / CS3
Download Brush Set here

+++

Hair brushes

Download Brush Set here

+++

great PS free brushes

Download Brush Set here
+++

Stencil Word brushes

Download Brush Set here
+++

Dirigibles

1144i px / made in PSCS2
Download Brush Set here

+++

School Dayz Sketches Brushes

Download Brush Set here
+++

Sidewalk Series Vol. 2 Oil Stains

Download Brush Set here

+++

Smoke brushes

Download Brush Set here
+++

Flower Ornaments Brushes

Download Brush Set here
توسط شه‌رام

هفت !

چهارشنبه, مهر ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

انقدر تلخ بودی که مجبور شدم بالا بیارمت !
شرمنده ،

توسط شه‌رام

You F_cked!

سه شنبه, مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۲ ب.ظ

- ببخشید شما گرافیستید ؟
- هه ، چی میگی آقا ، معلومه که هستم !!
- خب شما کاری ، پروژه ای دارید نشون بدید ؟
- اوووم ، راستش من هاردم پاک شد همه کارام پرید !
- آها ، خب شما تو چه زمینه هایی سر رشته دارید ؟
- خب ، اووم ، گرافیک دیگه !
- آها ، خب یعنی میتونی کار ۳D بکنید ؟
- آها نه من کارم دوبعدی ه !
- آها خب طراحی دستی چی ؟ میتونید استوری برد بزنید ؟
- خب ، اوم ، یکم ! فکر کنم .. اوومم..
- آها پس یعنی شما فقط نرم افزاری فتوشاپ کار میکنید !
- آره ! -.-
- بعد شما سربازی رفتید ؟
- هه ، نه !
- آها ، بعد دنبال کار ثابتید ؟
- آره ،
- ببخشید ها ، شما ریدی !
- الو .. الو… آقا ؟ الو ؟
- بیب / بیب / بیب !

توسط شه‌رام

Paranoland

چهارشنبه, مهر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ

داستان دهکده ای که توهم توطئه، حرف اول رو میزنه !
تکنیک ضد نور با دو رنگ + یک داستان ساده ولی عمیق در مجموع انیمیشن جالبی رو درست کرده !

Scarica Paranoland
Made by Patrick Boivin
Size: 37 MB
Running Time: 5 min

فعلا

درباره Animation
توسط شه‌رام

بیدار است !

چهارشنبه, مهر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۹:۴۹ ق.ظ

برای کسانی که شبها، بی هیچ دلیلی …
تا صبح بیدارند !

میرزا
امشب

توسط شه‌رام

شش !

سه شنبه, مهر ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۹:۴۶ ب.ظ

Hey, man, when you flying…
…what the city look like
from up on high
?
It looks dirty

توسط شه‌رام