تغییر برای ایران، فقط امشب یا برای فردا؟
خیلی جالبه، شهر عوض شده !!
تبدیل شده به یه جنگ صلحطلبانه بین آدمهای افراطگرا با مردم الکی خوش و در کنار این دو یه سری آدمهای آزادیخواه دیگه هم هستند که ساکت گوشههای شهر دارن کاری غیر از ایول ایول میکنن و اون حرف زدن و تبادل نظر هست! جو شهر جوری هست که هر کی هر کاری میکنه تا از این اتفاق به اندازه ی کافی سود ببره! بیشتر مردم که طرفدار موسوی هستند کاری جز بزن و بکوب نمیکنن و بدون هیچ دلیل منطقی برای طرفداری از موسوی فقط در فکر شادی و خوشگذرانی و تفریح هستند و این یک هفته رو غنیمت شمردهاند و تا جایی که میتونن عشق و حال میکنن، این احساسات فوران کرده مطمئنن زودگذر هست و بعد از این هفته فروکش میکنه، و دوباره به روال قبل برمیگرده! شاید به حدی فروکش کنه که مثل سریهای قبل از طرفدار خودشون/ موسوی / هم زده بشند! ولی اونها به فکر این نیستند! به فکر این چند روز هستند که میتونن تا نیمه شب بیرون باشند و خوشحالی کنی، چیزی که حقشون است!
اما کنار این هیاهوی احساسانه، یه تعداد آدم دیگه که تعدادشون خیلی کمتر هست وایسادن و دارن با مردم حرف میزنن، دلیل و منطقشون رو برای رای دادن تشریح میکنن که اکثرا طرفدار کروبی هستند! اونها جوونهای آزاداندیشی هستند که برای کوچکترین تغییر در کشو امیدوارن و تصور میکنن که این تغییرهای کوچک در دراز مدت باعث باز شدن فضای کشور میشه و کم کم بعد از سالها پاش رو فراتر میزاره و آزادیهای بیشتری طلب میکنه! اونها معتقدند بیشتر از جکومت، نیاز بیشتر برای آگاه کردن مردم هست تا بعدها تعداد کمتری سوار موج جو بشند و بتونن از روی نیازها و خواستههای خودشون تصمیم بگیرن و نه تحت تاثیر از جو جامعه!
این چند روز شهر عجیب تغییر شکل داده! مردم هر جوری که میتونن دارن اعتراض خودشون رو به نداشتن آزادی، بیان میکنن. تعداد زیادی با دستههای سینه زنی برای موسوی و تعدادی دیگه با فضای بازی که برای حرف زدن پیدا کردن، دارن با همدیگر بحث میکنن! این نشونهی خوبیه که نشون بده مردم ما هنوز آمادگی آزادی رو ندارن و هنوز راه زیاده تا مردم بفهمن نیازشون از آزادی چیه و واقعا از آزادی چی میخوان! این نشونهی خوبیه که نشون بده مردم هنوز فکر آزادیهای نوک دماغشون هستند و نه آزادی برای فرداشون! دنبال آزادی برای همین شبها هستند که بریزن بیرون و شادی کنن، نه در فکر ِ داشتن آزادی برای فردا و فرداهای دیگهشون! مردم هنوز آمادگی آزادی ندارند! شاید بگید اشتباه میکنم! ولی یک ماه دیگه رو میبینید که همین مردم دوباره برمیگردن سر کار همیشگیشون و از آزادیخواهیشون فقط کاغذهای تبلیغاتی توی خیابونها میمونه و رئیس جمهوری که معلوم نیست اون موقع ممکنه چه تغییر موضعی داده باشه و قراره مارو به سال 1390 ببره یا 1360! و منتظر محرمها و چهارشنبه سوریهای بعدی میمونن تا دوباره بتونن همون شب رو خوشحال باشند و شادی کنند!
این چند شب رو از دست ندید! برای شناختن اقلیتها و اکثریتها توی این جامعه که هنوز خیلی زمان میخواد تا جاشون رو باهم عوض کنند! و به جای رقصیدن برای نامزد مورد انتخابشون، بایستن و در مورد حق داشتن آزادیهاشون حرف بزنند!
اوپس، این چند روز چقدر ایدهآلیست شدم! واقعا چی فکر میکنم من؟ فکر میکنم واقعا مردم از شادی و خوشیهای زودگذرشون میزنن و میشینن فکر میکنن که چی میخوان؟ عمرا! تا حالا محرمی رو دیدید که دستهها به جای روزه خوندن، شادی کنن؟ این چند روز میتونید ببینید! از دستش ندید چون معلوم نیست کی دوباره قراره تکرار بشه!


