" کمیک "

خون آشام در خیابانی آبی!

شنبه, آبان ۱۱م, ۱۳۸۷ در ۷:۲۶

امروز داشتم به چندتا از چپتر های سی روز از شب رو نگاه میکردم، با اینکه اولش آرت های خوبی کار کرده بود، ولی هرچی پلان ها جلوتر میرفت طرحها اسکیس ی تر و بی حوصله تر میشدن ، در حد چند خط سریع کشیدن و یه فضاسازی معمولی کردن که بهونه ای بشه که داستان رو ادامه بدن، ولی من در مجموع از آرت هاش و طراحی هاش خوشم اومد ، فیگور و حالت کاراکتر ها یه جورایی مثل آدمها تو نقاشی های اکسپرسیونیست ی هاست و رنگ آمیزی مجموعه شامل یه قرمزی اشباع شده در جاهایی که خون آشام ها قدم میزنن و یه رنگ آبی ارغوانی برای لحظاتی که مردم عادی شهر در فضای عم وار و تیره به زندگی با ترس در کنار خوش آشام ها ادامه میدن !

افسانه های خون آشامی انقدر موضوع ملموسی هست که ادم واقعا دلش میخواد که وجود داشته باشه، حتی بعضی ها واقعا اعتقاد دارن که خون آشام ها در کنار ما حضور دارن و قوانین و آداب رسوم های زیادی بهش اضافه کردن و خودشون رو نواده های ون-هلسینگ اعلام میکنن!
فرضیه خون آشام ها، مثل باقی فرضیه ها و نظریه هایی است که وجود other sideهایی پنهان را که اکثریت بشر از وجودش بی خبرن و زندگی در آن گوشه دیگر در جریان ه و این را تعدادی خاصی بیشتر نمیدانند! این نوع سبک فرضیه ها مانند سبک موازی دیگری که دم از یک آینده نگری علمی-تخیلی میزنه و دنیا را در آینده شبیه سازی میکنه یکی ست ، فرضیه Futuristها !
هزاران روایت گوناگون در مورد وجود این دنیاهای دیگر وجود داره، ریشه اش به همان کتاب های الهی میخوره که هر کدوم وجود دنیایی دیگر، برای روز رستاخیر وعده دادند و آن را برای بدکاران و خوبکاران جدا کرده اند ، اما بدون شک ریشه اصلی تمام روایت های مدرن 100 ساله ی اخیر “کمدی الهی” است! که وجود برزخ، دوزخ، بهشت را با جزئیات فراوان تصویر کرده، توی این سالیان که بشر به سمت و سوهای دیگر خلقت فکر میکرده، موجودات فراوانی رو تصور میکرده که در اون سمت زندگی میکردن ، از تفکرات معنوی کلاسیک که وجود دیوها و فرشته ها رو تصویر میکردن گرفته تا وجود خون آشام ها / وجود افراد خیر و شر در قالب نیروهای پلیدی و پاکی که در کناره های مردم عادی در نزاع ابدی هستند یا ارواح و گاهی هم تلفیقش با همان فرضیه فیوچرها باعث خلق آدم فضایی ها میشود!
اما موج باورپزیری وجود خون آشام ها بیشتر از روایت های دیگه است، در روایت های کلاسیک همه ی خون آشام توسط نیروی واحد و قدرتمندی که دراکولا نامیده میشد هدایت میشدن و وقتی شخصی خون آشام میشد فاقد عقل و شعور بود و قدرت تصمیمی جز خوردن خون نداشت! ولی شاید در روایت های پست-مدرن / چون شاید بشه گفت روایت مدرن خون آشام ها تبدیل شدن به زامبی های خطرناک که زائده ی عصر ماشین و کارخانه های رادیو اکتیوی ست / و خون آشام ها دوباره به اصل خود برگشتند ولی اینبار به تکامل رسیده تر و دارای عقل، شعور، احساس و هر چیزی که نژاد انسان دارد یک خون آشام هم میتواند داشته باشد فقط مزاقش کمی عوض شده، بعضی ها گوشت خوارن و بعضی ها گیاه خوار، خب بعضی ها هم میشود که خون خوار میشن!
من اولی ترین روایت های اینچنینی که دیدم فیلم مصاحبه با خون آشام با بازی بردپیت و تام کروز بود! یک فیلم عالی که در قرن 17-18 میلادی میگزره که زندگی 3 خون آشام است که در قالب خاطرات یکی از آن 3 خون آشام که در آینده برای خبرنگاری تعریف میکند در آمده و کشمکش های این 3 خون آشام برای زندگی مسالمت آمیزشون در کنار مردم عادی رو روایت میکنه!
این نزدیک کردن خون آَشام ها به آدم های عادی هم بعضی وقتها انقدر زیاده روی درش میشه که مجموع اش میشه سریال True Blood ، انقدر خون آشام ها آدم های عادی شدن که برا خودشون توی کشور نماینده دارن و وجودشون به عنوان یک شهروند ثبت شده و کارخانه ی براشون بهترین شراب های خون رو تولید میکنه! به خاطر زیاد از حد عمومی شدن، خیلی از فرهنگ/کالچر ومپایرها وجود نداره و یه جورایی خون آشام ها رو در قالب داستانهای تین-ایجری نشون میده که همان بلایی که pop-art سر عکس های چه گوارا آورد، این بار شبکه HBO بر سر خون آشام ها آورده!!
و حالا ..
داستان 30 روز از شب هم به همین مسئله ی داشتن احساس و شخصیت در خون آشام ها پرداخته و قهرمان های خون آشام و انسان رو در کنار هم توی داستان قرار داده که برای یک سری کمیک بوک جمع و جور و شخصی حاصل کار خوبی هست!

پاورقی:
- الان داشتم گودر میکردم دیدم آقای خواب بزرگ! یه پست در مورد شخصیت کنستانتین و مجموعه ی Hellblazer نوشته ، یکی از بهترین سری کمیک های ورتیگویی که هم Art عالی داره و داستانش یکی از همون Other side هاست که معنویت را در قالبی مدرن قاطی میکنه! اقتباس سینمایی اش هم کار خوش ساختی ه!
- داشتم فکر میکردم که خوب میشه اگه با کام.biz شروع به برگردان به فارسی ش بکنیم ولی اخر فکر هام به این نتیجه رسیدم که کالیبرمون دیگه جواب گوی همچین پروژه هایی نیست !
- تورنت ه سری های 30 Days of Night
-این Queen of the Damnedهم یکی از همون فیلم هاست ، بهش لقب “مصاحبه با خون آشام 2 رو دادن، معجون موزیک متن+فیلم عالی هست! ( لول. ریت imdbشو!! )

– جانم را بگیر ولی دندانهای تیزت را نه!

،

فعلا

توسط Shahrum

تصور کن ، جهانی بدون جوکر را !!

جمعه, شهریور ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۵:۲۳

ماها که توی همچین خراب شده ای زندگی میکنیم شاید معنی “کمیک بوک”برامون در حد  مجله های گل آقا / طنز و کاریکاتور باشه یا اگه خیلی علاقه به خرج داده باشیم دوگانه  کمیک بوک های “آقای کا” رو خونده باشیم که هر چند ساده و اسکچ گونه بودند ولی باعث شدن لذت افتادن رو کاناپه و چند ساعت خوندن داستانی مسور رو بچشیم و عقده ای از دنیا نریم !

خارج از این ، تصور اینکه دست دراز کنی از قفسه یکی از چندین کمیک بوک هاتو برداری و از روی بیحوصلگی فقط عکساش رو دوره کنی ، چیزی مثل تصوره اینه که یه شب حول و حوش ه 2-3 خسته از بیخوابی پاشی بری کافه ی سر خیابون و چند شات مارتینی بزنی و بیای ، پوووف ،  بگزریم ..

یکی از این کمیک بوک ها , کمیک تک جلدی ه آلن مور که با طراحی ه شاهکار برایان بولند ترکیب شده ، شاید بشه گفت بهترین کمیک بوکی که در مورد سری داستان های بتمن چاپ شده ، چه از نظر داستانی که کاملا با عرف داستانهای کمیک که معمولا طرح کردن یک جنایت یه خطی و قهرمان آفرینی هایی شخصیت در خلال داستان تا پایان چپتر ، و چه از نظر ساختار طراحی و رنگ آمزیزی ! خیلی از دو-آتیشه های بتمن(وهمچنین) معتقدن بهترین تصویر بصری جوکر توی کمیک بوک ها همین نسخه ی “شوخی مرگبار” آلن مور هست ! The Killing Joke مستقیم شخصیت عصیان گر جوکر رو هدف میگیره ، برا درک شخصیت جوکر و طرز فکر سادیستیکش مارو به گذشته اش میبره ، احساسات ش رو نشون میده و سیر تکاملش به یک جوکر افسار گسیخته و پوچگرا ! شدیدا همذادپنداری خواننده روهمراه شخصیت جوکر میکنه و انقدر پیش میره که ما جوکر رو دیگه به چشم یک روانی ه جنایتکار نمبینیم بلکه اون یک تئوریسنی است که در یک دنیای بی نظم نظرشو به مردم اعلام میکنه !

جوکر و بتمن شاید در ظاهر دشمنان همدیگر باشن و هر کدوم برا کشتن اون یکی تلاش میکنه ولی در اصل جوکر و بتمن هیچ فرقی با هم ندارن اونا کاملا با هم شبیه اند و این شباهت حتی باعث میشه که بتمن در چندین مرتبه از کشتن جوکر صرف نظر کنه و حتی توی The Killing Joke جون جوکر هم نجات بده ، اما بروز این علاقه درونی برگفته از شرایط یکسان شخصیتی /موقعیتی این دو شخصیت توی سری the Dark Knight Returns رخ میده ، جایی که بتمن در یه درگیری گردن جوکر رو شکسته ولی در آخر اون رو نمیکشه و همونطور رها میکنه چیزی که در دنیای کمیک غیر ممکنه ، در همین صحنه است که جوکر لب به سخنان احساسی میزنه و بتمن هم دنیای گاتام رو بدون جوکر سرد و بی روح میدونه … اینجاست که میفهمیم این دو شخصیت چقدر به همدیگر شبیه اند و علاقه مند !

The Killing Joke در واقع ادای دین دنیای کمیک به جوکر است ! شخصیتی که با تمام بدمن ها و جنایتکاران کمیک متمایز ه به خاطر شخصیت پیچیده ای که داره ! این نسخه دستمایه ی کارگردانانی مثل برتون/نولان شد تا روی جوکر بیشتر از هر شخصیت دیگری بها بدن ! برتون با سبک فانتزی خودش انقدر فانتزیای جوکر رو زیاد کرد که همه کارها به یک شوخی خنده دار تبدیل شد و نولان تنها کار بزرگی که توی سری های بتمن خودش کرد این بود جوکر رو دوباره متولد کرد ، و شاید شوالیه ی تاریکی ادای دین سینما به جوکر باشه ، جوکر یک جنایتکار تئوریسین ه و دنیا رو انقدر پوچ میدونه که معتقده دنیا با مردمان پست اش محکوم به نابودی ه ! خوبی و بدی مثل همن مهم اینه که ما چجوری به دنیا نگاه کنیم !

اما شوالبه تاریکی ، فیلم زیر سنگینی شخصیت جوکر و بازی هیث لجر کاملا له میشه ، حتی بتمن هم تحت تاثیر خودش قرار میده و از گاتام سیتی یک شهر عادی با مردمی عادی میسازه که هیچ جذابیتی مثل نسخه های برتون ی نداره ، شاید ایراد بتمن های نولان همین باشه ، فراموشی ریشه های دنیای بتمن ، اینکه بتمن توی چه دنیایی خلق شده ، از کنار چه مردمانی بلند شد و مبارزه با چه جنایاتی زد ! آیا مردمان گاتام سیتی انقدر شریف اند که شهر رو از نابودی نجات بدند ؟ آیا شهر گاتام سیتی انقدر آرام و بی سرصداست که ما به وجود بتمن ها و جوکر ها باید شک کنیم ؟ یا شاید این دیدی هست که نولان میخواسته داشته باشه ، نکته مثبت بتمن های برتون در همین بود که فیمل در یک دنیای یکسان قرار داشت ، اگر بتمن وجود داشت ، جنایت هم در شهر موج میزد و اگر جوکر وجود داشت به خاطر وجود همین مردمان بود و ماهیت درونی خود گاتام سیتی ! با این همه فانتزی اصلی داستان های بتمن قابل لمس تر بود !چیزی که دیده نمیشه توی سری بتمن های نولان همین عدم وجود گاتام سیتی و مردمانش هستن که فیلم رو به خصومت های شخصی جوکر/بتمن/دو-چهره/گوردون بدل کرده و حول انتقام جویی های این شخصیت ها میچرخه و شهری که کثافت و لجن از سروکولش میباره ، شهری که مردمانش به خاطر یه 10 سنتی سر هم رو بیخ تا بیخ میبرن ، شهری که از نکبت گرفتن زیادش باعث وجود ابر قهرمانهایی مثل بتمن/جوکر/پنگوئن/دوچهره/کت-وومن و… شد ، چیزی که اصلا در شوالیه تاریکی وجود نداره و همه چیز فدای واقع گرایی نولان شده !

اما جوکر ه شوالیه تاریکی جاودانه شد ، این اثر همونطور که  The Killing Joke در دنیای کمیک شاهکار بود ، در دنیای فیلمهای سوپر-هیرویی شاهکاره ! اگر ریشه های بتمن کمیک ی رو فراموش کنیم میتونیم از فیلم لذت کافی رو ببریم و این لذت 60% اش مدیون جوکر و هیث لجر هست ! خیلی جاها مدیدم که تا اسم هیث لجر میومد همه یه آه.. ی میکشیدن و میگفتن حیف شد یه نابغه سینما رفت و نشد تا فیلمهای شاهکارتر دیگه ای ازش ببینیم ! ولی من اینطور فکر نمیکنم هیث لجر با تمام خوب بودنش به چیزی فراتر از جوکر نمیرسید ، شاید بشه گفت شخصیت جوکر برا هیث لجر اوج بازیگری او بوده و هیچوقت به بالاتر از اون نمیرسید و همیشه سایه ی شوم جوکر بالا سرش بود ولی اگه روحی وجود داشته باشه امیدوارم روحش شاد باشه !

پاورقی 1 : دانلود کردن The Killing Joke نیاید کار سختی باشه اون وقتی که نسخه Re-colored ش هم وجود داشته باشه !

پاورقی 2 : آخ که چه لذتی میده وقتی کادو تولدتو باز کنی ببینی یه کتاب ه که روش جوکر داره میگه لبخند بزن !

پاورقی 3 : البته بعد از اینکه یه زیپو مشکی کادور گرفتی باشی ! =|

فعلا

توسط Shahrum