دیوانه است این به خدا!!

۲۹ دی، ۱۳۸۷ ۱:۱۰ ق.ظ

به خدا این پسر، آخر مفهوم است،
امروز داشت روی یه کاغذ سنجاق هاش رو بهم میزد و تیکه های کراک رو هنرمندانه روی هم میزاشت و باهاشون بازی میکرد، زیر اون، اون کاغذ ِ ، فرم ِ درمان اعتیاد و عوارض نابودگر کراک بود.
هی به من میگه من خدای مفهومم ، من ِ خر جدی اش نمیگیرم / امشب دیگه رسما بهش ایمان آوردم!
الان یه دم از سنجاق میگیره ، یه خط از فرم رو میخونه /
لول. دیوانه است این به خدا!!

به یاد اون روز؛ ترانه ای از خارا برای چه

۲۸ دی، ۱۳۸۷ ۹:۵۸ ب.ظ

چند روز پیش وقتی عکس چه” رو دیدم، یهو یاد اون روزی افتادم که با دوستم لم داده بودیم تو یکی از سالن های سینمافلسطین و همینجور که داشتیم پک میزدیم به سیگارمون، فیلم زندگی نامه ویکتور خارا” رو هم میدیدیم.
ربط عکس چه” به ویکتور خارا” از اون مدل ربط هایی است که ریشه در خاطرات یک آدم میتونه داشته باشه، ولی جلوه ی بیرونی اش تنها دو عدد اسم بی ربط است و آهنگی برای چه” از خارا.

Victor Jara
LA Zamba Del CHE
+
پس؛
به یاد اون روز،
به یاد دوست ام،
به یاد ویکتور خارا،
و به یاد ارنستو چه گوارا، سمبل نابودی یک آزادی خواه در فرهنگ pop!

درباره موسیقی

ام/پی/های / وقتی گیتار به گه خوردن بیفتد!

۲۲ دی، ۱۳۸۷ ۱۲:۲۵ ب.ظ

Peter Frampton/Do You Feel Like We Do
14min/32mb

اگر بعضی گیتارها فهم و زبون داشتن، مطمئنن جنبش حزب کمونیسم کارگریِ گیتارها رو بنا میکردن و بر علیه بعضی بورژواهای گیتار به دست قیام میکردن، که آنها رو ۱۴ دقیقه مجبور به کش و قوس آمدن های متواری میکنن!

درباره MPhigh، موسیقی

I Lived on the Moon by Kwoon

۲۰ دی، ۱۳۸۷ ۵:۳۵ ق.ظ

Dear little boy, listen
to the voices of your soul,
it showed you the way
of silence and peace

I Lived on the Moon by Kwoon
Made by Yannick Puig
Size: 34 MB
Running Time: 5 min
Source: +i

درباره Uncategorized

Es: All albums of 2008 / Post-Rock Edition

۱۶ دی، ۱۳۸۷ ۵:۵۱ ق.ظ

سال ۲۰۰۸، سال گندی برای موسیقی بود.
شاید اتفاقهای خوبی که درش افتاد رو بشه به اندازه انگشت های یک دست خلاصه کرد / اونم با ارفاق /
ولی امسال تنها چیزی که داشت به اوج رسیدن post-rock ها بود.

پست-راک ها نتیجه تفکر مینیمال در موسیقی راک است. / بعضا  بهش dark-ambinet / Minimal rock ، هم میگن.
اگه موج آوانگارد راک/متال در اوایل قرن بیست یکم رو در نظر بگیریم. که در شاخه متال در آخرین رشد خود منجر به پدید آمدن Progressive ها شد. در سبک راک هم این به تکامل رسیدن یک موج،  در سبک Post-Rock به اوج خودش رسید.

اگه بخوایم همه آلبوم های پست-راک امسال رو نگاهی بهشون بندازیم کار غیر ممکنی ئه. چون تعداد این گروه ها / که اکثرشون به خاطر منزوی بودن موزیکشون نمود جهانی پیدا نمیکنن / زیاد است و خیلی هاشون هم هیچ فرقی با همدیگه ندارن / فضا وسازهایی که استفاده کردن انقدر شبیه به هم هست که تفکیک کردن ازشون سخته!
ولی چند گروه هستند که خودشون رو از سیکل تکراری بودن خارج کردن و استایل خودشون رو پیدا کردن و تونستن رشد خوبی پیدا کنن. چندتاشون امسال آلبوم دادن و باعث شدن امسال به اسم پست-راک ها زده بشه!

Nine Inch Nails - Ghosts I-IV

اصلا فکرشم نمیکردم که Nine Inch Nails امسال همچین آلبومی رو بیرون بده. آهنگهای قبلیشون انقدر هیجان انگیز/استرس زا و هارد بودن که تصور اینکه بیان و همچین آلبومی رو بیرون بدن غیرممکن بود برام.
آلبوم از ۴ دسته ارواح تشکیل شده که هر دسته ۹ آهنگ رو در خودش داره و هر آهنگ یک عکس از حال و هوای اون آهنگ.
اونها بخش اول آلبمشون رو مثل آلبوم پارسال ردیوهد ( In Rainbows ) برای اولین بار به صورت رایگان در سایت خودشون قرار دادن.
در آهنگ ها اکثرا از سازهای الکترونیکی استفاده شده و شاید خیلی از آهنگ ها رو هم نشه جزو پست-راک حساب کرد ولی مجموع کار یه کار درست حسابی از کار دراومده.
در مجموع Ghosts I-IV نگاهی مینیمال به موسیقی خودش داشته. با همون تنظیم سازهای مخصوص خودش!
البته NiN امسال یک آلبوم دیگه ای با نام The Slip هم بیرون داد که در حال و هوای آلبوم های قبلیشون بود و ترس از دل هوادارهایی که فکر میکردن NiN هم مبتلا به بیماری مینیمال گرایی شده انداخت!

Mogwai - The Hawk Is Howling

امسال Mogwai هم آلبوم داد ، که زیاد راضی کننده نبود / با توجه به آلبوم های قبلی شون ( Mr Beast — Come On Die Young ) که از بهترین آلبوم های پست-راک اند. این یکی زیاد چیز جدیدی نبود و تکرار همون کارهای قبلیشون بود.
تو این آلبوم که با نام The Hawk Is Howling به بازار عرضه شد، دیگه از اون تعلیق های همیشگی گروه خبری نبود / گرایش شون بیشتر به سمت متال شد و استفاده از ریتم های تند که نظم یک آلبوم رو بهم میزد / ولی همچنان از ملودی هاشون میشد لذت برد / آهنگ I’m Jim Morrison I’m Dead و The Sun Smells Too Loud از این دستند،
و البته از آهنگ I Love You, I’m Going To Blow Up Your School هم نباید گذشت!

The American Dollar - A Memory Stream

گروه The American Dollar هم یک گروه امریکایی است که امسال سومین آلبوم خودش رو در همین سبک بیرون داد. مثل دو آلبوم قبلیشون / خوب !
چیزی که گروه رو از گروههای مشابه این سبک بالا میکشه، نوع آهنگ سازی و فضاسازی ها و استفاده از سازهای جمع و جور برای ساختن ریتم ها و ملودی هاشون ئه / اتفاقی که در دو آلبوم بالای Mogwai , NiN نمی افته / یکی از وجه های موسیقی پست-راک تعلیق در آهنگ است. وجود این تعلیق هست که طول مسیر یک آهنگ رو طولانی میکنه و برای درک ریتم های موحود در یک آهنگ زمانی بالای ۱۰ دقیقه نیاز است تا هر ریتم حرف خودش رو کامل بزنه.
آلبوم A Memory Stream از این نظر آلبوم خوش ساختی از کار در اومده / جولانگاهی برای عرضه ی ریتم ها/ملودی ها / فقط حیف که ملودی های خوبی روی آهنگ سوار نیست / وگرنه میشد کارشون رو عالی خطاب کرد.
کاور آرت آلبومشون هم کار تمیزی شده / به سبک کارشون شدیدا نزدیک ئه!

Sigur Rós - Með suð í eyrum við spilum endalaust

یکی دیگه از اون گروه های استخون دار این سبک هم امسال آلبوم داد / Sigur Rós /
درسته که این ایسلندی ها زیادی احساساتی اند. برا همین سبک کارهاشون معمولا یه حس رویاگونه داره / به جای ریتم، ملودی های خیلی نرم و تمیزی مینویسن و وکالشون هم به همون نرمی و تمیزی میخونه!
ولی این آلبوم هیچ رقمه نتونست منو جذب کنه!

Agalloch - The White EP

امسال فقط NiN نبود که سبک خودش رو تغییر داد و دست به یه تجربه در سبک پست-راک زد. Agalloch هم امسال یک EP جمع و جور داد که فضای آلبوم واقعا عالی بود. البته Agalloch کارهای قبلیش تقریبا همین فضا رو داشت ولی با گرایش به سبک Doom, ولی توی EP امسالشون فضاسازی های توهم گونه ی دوومشون رو با سازهای ساده تری ادغام کردن. البته ریتم های گیتارشون که در بکگراند کار زدند همچنان به سبک کارهای قبلیشون وفادار بود.

This Will Destroy You - This Will Destroy You

یه گروه اگه واقعا حرفی برا گفتن داشته باشه، تو همون آلبوم های اولش خودش رو نشون میده. This Will Destroy You که بعد از یه EP که چند سال پیش دادن امسال اولین آلبومشون رو با همون نام گروه عرضه کردن. که به نظرم یکی از بهترین آلبوم های امسال ئه و حتی شاید بهترین آلبوم پست-راک امسال.
فضاسازی های عالی شون که از کوچکترین صداها برای خلق کردنش استفاده کردن مهمترین نکته آلبوم ئه!

+

در واقع این سبک موسیقی بی کلام (اینسترومنتال) راک/متال است. که تلفیقش با فضای مینیمال چه از نظر ساز و چه از نظر ساختار نتیجه ای اینگونه داشته. البته گروههایی خیلی هوشمندانه وکال رو هم به موسیقیشون اضافه کردن که بهش به چشم یک ساز یا یک ملودی دیده شده!
این چند آلبومی بود که من یادم بودشون / شاید به خاطر خوب بودنشون یا برای معروف بودنشون / .
توی قسمت بعدی سعی میکنم باقی آلبوم های امسال رو هم یه نگاهی بهشون بندازم. این پست همینجوری الکی شد مخصوص آلبوم های پست-راک ۲۰۰۸ !

،

فعلا

درباره Album، موسیقی

برف نو، برف نو، سلام

۵ دی، ۱۳۸۷ ۲:۱۹ ق.ظ

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام.

پاکی آوردی ــ ای امید ِ سپید!
همه آلوده‌گی‌ست این ایام.

راه ِ شومی‌ست می‌زند مطرب
تلخ‌واری‌ست می‌چکد در جام
اشک‌واری‌ست می‌کُشد لب‌خند
ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام

شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش ِ هم‌رنگ می‌زند رسام.

مرغ ِ شادی به دام‌گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموارْجای ِ دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!

تشنه آن‌جا به خاک ِ مرگ نشست
کآتش از آب می‌کند پیغام!
کام ِ ما حاصل ِ آن زمان آمد
که طمع بر گرفته‌ایم از کام…

خام‌سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف ِ تازه، سلام!

ام/پی/های / تام یورک

۱۱ آذر، ۱۳۸۷ ۱۲:۲۵ ب.ظ

Radiohead – Winter Wonderland
برا اونایی که از تام یورک خوششون میاد میدونن که این ترک شاید شادترین ترکی باشه که تام یورک خونده، یه آهنگ کانتری/کریسمسی، برا تبریک سال نو!

درباره MPhigh، موسیقی

The Eraser Remixed Project

۱۱ آذر، ۱۳۸۷ ۱۲:۲۱ ب.ظ

Thom Yorke – The Eraser Rmxs

[+]

درباره Album، موسیقی

M

۹ آذر، ۱۳۸۷ ۴:۲۲ ب.ظ

یک سایت سینمایی نیاز به چه چیزهایی دارد ؟

۱- نیاز به داشتن یک فرد که علاقه ی جنون آمیزی به سینما داشته باشد، و تقریبا بیش از ۲سوم عمر خود را وقف دیدن فیلم کرده و اطلاعات کافی در مورد سینما داشته باشد!
۲- نیاز به داشتن یک فرد که به علم برنامه نویسی وب آگاه باشد تا بتواند نیاز های سایت را برطرف کند.
۳- نیاز به داشتن فردی که بتواند با تجربه ی خود یک مجموعه را هدایت کند.
۴- نیاز به داشتن فردی که بتواند اخبار و مقالات سایت را به روز کند.

خب وقتی همه این آدمهایی که یک سایت نیاز دارد تا سرپا شود یک نفر باشد چی؟
مسلما نتیجه ی کار فرق میکند،
سایت Moverios چند روزی هست که کارش رو به صورت بتا شروع کرده، البته فروم ئه سایت چند ماهی میشه باز شده و قسمت خرید و فروشش از شیر مرغ تا دول آدمیزاد توش پیدا میشه!

فعلا نفس های اولش رو میکشه، جا داره تا تکمیل تر بشه!!

،

فعلا

درباره سینما

عشق گیج!

۴ آذر، ۱۳۸۷ ۱۰:۳۶ ق.ظ

چند ساعتی میشه Punch-Drunk Love ئه توماس اندرسون رو دیدم،
چند سال پیش مگنولیا کار دیگه ی اندرسون هم دیده بودم و اون هم همینقدر عالی و تاثیر گذار بود!
چیزی که در نگاه اول فیلم رو در حد عالی بالا میبره کارگردانیست، میزانسن ها و نماهایی که برای صحنه ها و سکانس ها انتخاب کرده از یک قانون ترکیب بندی دیوانه واری تبعیت میکنند! نماهای مینیمال با تریکیب بندی متقارن و با محوریت رنگ آبی و وجود رنگ قرمز برای تاکید در نماهای مختلف در صحنه هایی که دوربین ثابت قرار داره و چه صحنه هایی که دوربین برای القای حس اضطراب Barry در یک حول دایره ی مشخص حرکت میکنه! اکثر سکانس ها طولانی است و پر از رفت و آمد های دوربین که همه جا Barry رو دنبال میکنه، حرکت های هیستریک دوربین جوری Barry رو دنیال میکنن که انگار دوربین هم جزء ی از اوست و تمام حس های اون رو القا میکنه،

وقتی که Barry توی اتاقش داره با یکی از دخترهایی حرف میزنه که کارشون مکامله سکسی در قبال پول است، توی اون سکانس طولانی دوربین قدم به قدم barry رو دنبال میکنه، از توی آشپرخونه به روی مبل، از روی مبل به روی صندلی ، از روی صندلی توی آشپرخونه، از توی آشپرخونه به روی مبل، از روی مبل به روی صندلی، از روی صندلی توی آشپرخونه … حس نارامی با حرکات روتین دوربین!
یا توی سکانس عالی فیلم، Barry اولین بار لنا رو توی دفتر کارش میبینه و از طرفی تهدید کننده ها دقیقه به دقیقه زنگ میزنن و اونو یه جوری تهدید میکنن، خواهرش بعد از قطع هر بار تلفن شروع میکنه سئوال کردن در مورد وضعیت روحیش، بارهایی که دارن جابه جا میشن به دیوار برخورد میکنن و میریزن، تلفن دوباره زنگ میزنه، دوربین توی دفتر کار دور تا دور بازیگرا میچرخه و صدای  سازهای کوبه ای که هر دقیقه ریتم تندتری میگیرن و حرکت های سرگیجه آور دوربین همه و همه حس استرس و آشوب وحشتناکی رو القا میکنن، ولی ما در ظاهر Barry رو خونسرد میبینم که داره به سئوال های خواهرش جواب میده، پس این ساختن فضای استرس وار برای چیست؟ اونم برای همچین اتفاقای معمولی؟ درسته، این فضای ساخته شده، احساس درونی Barryس که وقتی خونسردانه حرف میزنه ولی تند تند از یه گوشه به یه گوشه ی دیگه میره، ما درک میکنیم که او چه حال ناآرامی داره!
اگه از کارگردانی دقیق و فیلمبردانی هوشمندانه بگزریم! و توجهی هم به وجود دو رنگ آبی و قرمز توی فیلم نکنیم، و بیخیال شاتهای معرکه ای هم گرفته بشیم! داستان فیلم با توجه به ظاهر ساده ای که داره ولی باطن و درون پیچیده تری نسبت به بیرونش داره! ظاهر قضیه مثل همه فیلمهاست، یکی تنهاست، یکی رو میبینه و بهش علاقه مند میشه!
Barry با یه سری مشکلات روحی که خودش هم دلیلی برایشون نداره توی یه گاراژ حمل بار کار میکنه، مشکلات روحیش باعث شده گوشه گیر بشه و نتونه با دیگران ارتباط خوبی داشته باشه، این آدم با مجموع رفتارهای عجیبش که از بچگی همراهش بودن بزرگ شده و همیشه از اطرافیانش که همیشه رفتارهای عجیبش رو بهش یادآوری میکنن فراری ه، اون زود از کوره در میره و بی دلیل ساعتها گریه میکنه! لنا رو میبینه و بهش علاقه مند میشه! و حالا ابراز این علاقه و تغییراتی که عشق درش بوجود میاره نیمه دوم فیلم رو رقم میزنه!

اسپویل!
لنا به خاطر کارش مجبوره همیشه با هواپیما سفر کنه، barry تمام جعبه های خوراکی تبلیغاتی که به همراشون ۵۰۰مایل سفر هوایی جایزه میدن رو میخره و در آخر اون نزدیک ۱میلیون مایل سفر هوایی جایزه داره!

واقعا بازی Adam Sandler عالیه، جدا از رفتارهای هیستریک، نوع گفتن دیالوگ هاش به قدری نزدیک به شخصیت است که آدم واقعا این آدم و اخلاق هاش و رفتار هاش رو باور میکنه! و حتی بازی چند دقیقه ای فیلیپ هافمن هم عالیه!

در کل از اون فیلمهاست که لذت دیدنش مساوی با لذت سیگار بعد از شراب ه ، از اون لذت های ناب!

،

فعلا

درباره سینما